بد بخت ترین فرد دنیا را دیدم
در چین پیشانیش
بدنبال روزگارش میگشت
ـ در آینه ـ
...
- کاش صبح با موی شانه نکرده
میرفتم بدنبال نان داغ
|
گمشده
بد بخت ترین فرد دنیا را دیدم در چین پیشانیش بدنبال روزگارش میگشت ـ در آینه ـ ... - کاش صبح با موی شانه نکرده میرفتم بدنبال نان داغ + نوشته شده توسط شهرام رویا در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت
1:11 |
کدام گزینه صحیح است؟
۱) من + تو = ما ۲) من + تو = زندگی ۳) گزینه ی یک و دو ۴) هیچکدام .... - گزینه ی سه .... انشااله ساله دیگه حتما قبول میشم + نوشته شده توسط شهرام رویا در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت
0:54 |
ما بدهكاريم
به كساني كه صميمانه ز ما پرسيدند
معذرت مي خواهم ، چندم مرداد است
و نگفتيم
چونكه مرداد، گور عشق گل خونرنگ دل ما بود
+ نوشته شده توسط شهرام رویا در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت
4:32 |
امروز ۱۶ مرداد شاید روزی باشد که حسین پناهی رفته باشد پشت پنجره ای که هیچ نیست. پشت اين پنجره جز هيچ بزرگ هيچي نيست. امروز ۱۶ مرداد روزی که ما فهمیدیم حسین پناهی نیز وجود دارد.مثل همیشه که فریاد بر نمی آوریم مگر در تشییع جنازه : اين جهاني كه همش مضحكه و تكراره / تكه تكه شدن دل چه تماشا داره ؟ امروز 1۶ مرداد روزی که ما مثل همیشه در هیاهوی شهر غرق شده ایم و ... مادر بزرگ گم كرده ام / در هياهوي شهر آن نظر بند سبزي را /كه در كودكي بر دستم بسته بودي . امروز 1۶ مرداد روزی که ما همچنان می بینیم : بي شمار باباي شَل از سگدو / بي شمار مادر كور از گريه / بي شمار كودك اسهالي بي سوت سوتك / بي نهايت تابوت امروز1۶ مرداد که شاید همان روزی باشد که حسین پناهی دژکوه به انتهای تفسیرش از زندگی رسید: ميزي براي كار / كاري براي تخت / تختي براي خواب / خوابي براي جان / جاني براي مرگ / مرگي براي ياد / يادي براي سنگ / اين بود زندگي و ما امروز 1۶ مرداد بدهکاریم به حسین پناهی که ... ما بدهكاريم / به كساني كه صميمانه ز ما پرسيدند / معذرت مي خواهم ، چندم مرداد است / و نگفتيم / چونكه مرداد/ گور عشق/ گل خونرنگ دل ما بود
یادش گرامی (از وبلاگ دوست عزیزم رضا آخشام) + نوشته شده توسط شهرام رویا در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت
4:24 |
به روز کسی نزدیک میشویم که مسیر خوشبختیمان را میتوانیم روی خطوط چین چروک صورت خسته اش دنبال کنیم ... آره صحبت از پدر که باید همیشه سنگ زیرین باشه تا آرامش صورتشو به پس پنجره ی دلا مون بچسبونه . دلیل این صحبت ها اینه که امشب یکی از بهترین دوستام بهترین دوستش یعنی پدرشو از دست داد و باید روز پدر فقط اشکاشو کادو کنه براش بفرسته . محسن بهترین پدر دنیا رو از دست داده وبه حرمت اون بزرگ مرد ...آقای شکوهی این دو قطعه را توی این پست میذارم یاحق
(۱) پیر مردی که با قد خمیده اش هرگز آسمان را تجربه نمیکرد آرزوهایش را حراج کرده بود تا فرزندانش هراس نان به خانه ی دل راه ندهند ----------------------------------------- (۲) در دستهايش جوانه هاي پينه با نيلو فران رنج بهم مي پيچند و به ما هديه ميكند ... هر چه را دارد - اميد را- - عشق را- ... كاش دست هاي پدرم هرگز نميرند + نوشته شده توسط شهرام رویا در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت
1:47 |
عشق، یک قاشق دوای تلخ
امشب مسیر خوشبختی راقدم زدم تا پگاه ــ تو تنها ترین مادر دنیا بودی و چشمان درشتت آبستن توهم تهمت ناروای سرنوشت و قضاوت ــ سپیده که زد کلاغها خبر دادند که در میان دود و خاکستر ندیدی مردی را با گوشواره های آفتاب سوخته در دست + نوشته شده توسط شهرام رویا در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت
2:58 |
به بهشت نميروم اگر مادرم آنجا نباشد
+ نوشته شده توسط شهرام رویا در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت
4:30 |
یک قطره مرداب
از اهالی عشق بود گویی اما کلماتش رنگ تنفر داشت...وقتی صورت تنهایی را پس پنجره حس میکرد ... چند قدم دنبال پرنده دویدم به خودش تهمت زد و خود را با بوی گاز تهدید کرد ... من دنبال پرنده بودم ... عروسک من انگار سالهاست مرده ... من دنبال پرنده ام + نوشته شده توسط شهرام رویا در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت
13:39 |
سال نو مبارک + نوشته شده توسط شهرام رویا در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت
12:34 |
تو هم ... رفتي ! مي خواستي با تمام جان رفتنت را احساس كنم احساس كردم ... حالا تو در دور دست قصه هايي و سراغي هم از خاطراتت نميگيري و من در آنسوي تنهايي ، كاش ها را روي هم انبار ميكنم اگر صحبت از غريبي وغربت است من هم بدون تو غريبم ... اشكهايم را پاك ميكنم و چشم هايم را ميشو يم - نه براي اينكه جور ديگر ببينم – ... مي خواهم ديگران مرا جور ديگر ببينند + نوشته شده توسط شهرام رویا در جمعه بیست و ششم آبان 1385 و ساعت
2:29 |
|
|